سودا در ابان ماه 92
کوچولوی ناز ناز مامان
خیلی بزرگ شدی خدارو شکر و اذیتهات هم خیلی کمتر شده. چندتا عکس برات می زارم که در آبان ماه گرفتم.


مامان جون اینقدر کشوت رو نریز بیرون

من باید برای خوردن هر نوع نوشیدنی سه تا لیوان بیارم والا نمی زاری من یک ذره هم بخورم

اینجا آماده شده بودیم بریم مهمونی عمه الهه بابایی که از مکه اومده بودند.

من فدای خون خنده شیرینت بشم الهی

عسل من در حال فرار از دست مامانش

دختر نازنینم در حال رانندگی

عزیز جونمی

من دیوانه این خنده های نازت هستم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سودا در ابان ماه 92
